حاتمی‌کیا "تهیه‌کننده" است و "ستاره" می‌خواهد؛ در حاشیه ستاره‌باران "دعوت"

در جار و جنجال‌های ناشی از حضور ستارگان جوان سینما در تازه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا شاید این نکته فراموش شده باشد که وی این‌بار در مقام تهیه‌کننده نیز در پروژه "دعوت" نقش دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، حاتمی‌کیا تا پیش از "دعوت" 13 فیلم سینمایی جلو دوربین برده که در تمام آنها فقط به عنوان کارگردان حضور داشته و مانند بسیاری از عوامل قرارداد امضا کرده و تمام یا در نهایت به اندازه دستمزد خود در سرمایه اولیه فیلم شریک شده تا از سود فیلم سهم ببرد.

به هر حال سینمای حاتمی‌کیا مخاطبان بسیار دارد و او از فیلمسازانی است که مخاطب بیش از نام بازیگر به واسطه حضور او به عنوان کارگردان به تماشای اثر می‌نشیند. حال کارگردان پرطرفدار و محبوب این سال‌ها مدتی است پا به عرصه تهیه‌کنندگی  گذاشته و خود آثارش را تولید می‌کند. این اتفاق با تاسیس موسسه حک فیلم افتاد و او همراه با محمد پیرهادی (خبرنگار روزنامه رسالت که از نیمه دهه 70 به سمت تلویزیون متمایل شد) فعالیت‌های خود را در حوزه تهیه‌کنندگی به شکل جدی شروع کرد.

حاتمی‌کیا پشت صحنه "به رنگ ارغوان"

حاصل این همکاری ساخت فیلم سینمایی "به نام پدر" و مجموعه تلویزیونی "حلقه سبز" بوده و حالا تولید فیلم سینمایی "دعوت" که در برنامه‌های شرکت حک فیلم قرار دارد. حال با در نظر گرفتن این موضوع که حاتمی‌کیا به عنوان تهیه‌کننده دغدغه بازگشت سرمایه دارد، چرا باید نسبت به دعوت از بازیگرانی چون محمدرضا گلزار، بهرام رادان و مهناز افشار به او خرده گرفت؟ او فیلمسازی زیرک و باهوش است و به درستی تشخیص داده باید تغییر مسیر بدهد.

در مسیر پیش رو که حالا دغدغه تهیه‌کنندگی هم به آن افزوده شده دیگر حاتمی‌کیا سال‌های گذشته پاسخگو نیست و تکرار حرف‌ها در "به نام پدر" خود گویای این نکته اساسی است. حال او نیاز به یک خانه‌تکانی دارد. ورود به عرصه‌ای چون فیلم "دعوت" بسیار خطرناک است و شاید اگر بخواهد فقط به اتکا نام و اعتبار خود پا به آن بگذارد، شکستی همه‌جانبه انتظارش را بکشد. بنابراین او می‌خواهد فضای تازه را با ستاره‌ها بیازماید تا اگر خود دچار نقص بود، با ستارگان چندان به چشم نیاید.

حاتمی‌کیا دوست ندارد تجربه "حلقه سبز" بار دیگر برایش تکرار شود. او در این مجموعه خود به تنهایی به عرصه‌ای جدید وارد شد و می‌خواست با اتکا به نام خود و بدون حضور چهره‌ها این تجربه را پشت سر بگذارد؛ اما در نهایت از همان نقطه ضربه خورد و شاید اگر حمید فرخ‌نژاد و سیما تیرانداز نبودند فیلمساز محبوب ما با شکستی همه‌جانبه رو به رو می‌شد.

حاتمی‌کیا حالا هم در معرض آزمونی جدید قرار دارد. با این تفاوت که این آزمون در محفلی به نام سینما برایش رقم می‌خورد و شکست در آن دوجانبه خواهد بود، یعنی هم مادی و هم معنوی. حضور ستارگان و این جار و جنجال‌ها حداقل این پشتوانه را ایجاد می‌کند که او در گیشه شکست نخورد. چه بسا اگر او این فیلم را با تهیه‌کننده‌ای دیگر می‌ساخت، از وجود این همه ستاره بهره نمی‌برد یا به سمت بازیگرانی می‌رفت که به سینمای او نزدیک باشند.

باید پذیرفت حاتمی‌کیا در مقام تهیه‌کننده ملاحظاتش بیشتر باشد. او زمانی که فقط کارگردان بود یک دغدغه داشت و حالا دغدغه‌ای دیگر چون بازگشت سرمایه هم به آن اضافه شده است. او در مجموعه "خاک سرخ" که فقط کارگردان بود از مسئولین سیما خواست به دلیل ارج نهادن به ارزش‌های دفاع مقدس میان سریالش آگهی بازرگانی پخش نشود و مسئولین سیما هم به این خواسته او توجه نشان دادند و سریال را بدون آگهی میان‌برنامه روی آنتن فرستادند.

اما سال‌ها بعد وقتی در مقام تهیه‌کننده و کارگردان "به نام پدر" را پس از سال‌ها دوری از دفاع مقدس جلو دوربین برد، خیلی بی‌محابا سرتاسر فیلمش را با آگهی تبلیغاتی شرکت تولیدکننده گوشی‌های تلفن همراه پر و از این کار خود دفاع هم کرد. به هر حال باید پذیرفت که او در این فیلم دغدغه جذب سرمایه و اسپانسر داشته و دست به این کار زده، حال اینکه تبلیغ موبایل منافی ارزش‌های جنگ و دفاع مقدس نیست را باید از خودش پرسید.

بگذاریم فیلمسازی که دوستش داریم فضای جدید را با فراخ بال و بدون حاشیه تجربه کند. او در دو میدان در حال مبارزه است و نباید پشتش را خالی کرد. کار کردن حاتمی‌کیا با ستارگانی چون گلزار، فروتن، رادان، افشار و تهرانی باعث می‌شود او فضای جدید را با خیالی آسوده بیازماید. او می‌خواهد خود را از بند تکرارهایی که در "به نام پدر" در آن گرفتار آمده بود نجات دهد و بپذیریم که حاتمی‌کیا اکنون یک تهیه‌کننده هم هست.

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٦


"زودیاک" قاتل به تلویزیون می‌آید

"زودیاک" قاتل به تلویزیون می‌آید

فیلم‌های "زوج خنده‌دار"، "بازی با مرگ"، "چهار شگفت‌انگیز 2"، "زودیاک" و ... در تعطیلات آخر هفته از شبکه‌های مختلف سیما روی آنتن می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "زوج خنده‌دار" پنجشنبه اول آذر از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود. این فیلم با نام اصلی "زوج عجیب 2" سال 1998 به کارگردانی هوارد دویچ بر مبنای فیلمنامه نیل سایمن ساخته شد. آلن سیلوستری موسیقی متن این فیلم 97 دقیقه‌ای را ساخت و جک لمون، والتر ماتائو، ریچارد ریل، جاناتان سیلورمن و لیزا والتس در آن بازی کرده‌اند.

فیلم "زوج خنده‌دار" روایتگر اسکار مدیسن و فلیکس اونگار دو نویسنده بازنشسته ورزشی است. آن دو پس از 30 سال دوباره یکدیگر را پیدا می‌کنند و سوار بر خودرو کرایه‌ای، جاده‌ای را درمی‌نوردند تا در مراسم عروسی دختر و پسرشان شرکت کنند، اما خراب شدن خودرو آن دو را در بزرگراهی خلوت نگه می‌دارد.

لمون و ماتائو در چند سال گذشته در سه چهار فیلم مشترک ظاهر شده‌اند و هر یک به نوعی شخصیت‌های فیلکس و اسکار را تکرار کرده‌اند. از جمله در فیلم‌های "پیرمردان غرغرو" دانلد پتری 1993 و "پیرمردان غرغروتر" دویچ 1995. فیلم "زوج عجیب 2" آخرین فیلم مشترک لمون و ماتائو است.

فیلم سینمایی "بازگشت" با نام قبلی "بن‌بست" جمعه دوم آذر ساعت 16 از شبکه یک روی آنتن می‌رود. این فیلم به کارگردانی رضا شالچی و بازی حدیث فولادوند، رامبد شکرآبی و اشکان خطیبی داستان ناهید و مظلوم است که با مشکلات مالی دست به گریبان و در منزل قمرخانم و آقا مراد مستاجرند. حمید برادر ناهید که او هم مشکلات مالی دارد به اتفاق مظلوم تصمیم می گیرند دست به کاری بزنند تا از این وضع نجات یابند. "بازگشت" به تهیه کنندگی رضا جعفری و سعید جهانیان تولید شده است.

فیلم سینمایی"بازی با مرگ" به کارگردانی نگ سی ـ یون عصر جمعه دوم آذر از شبکه دو پخش می‌شود. این فیلم بعد از مرگ بروس لی سال 1981 به مدت 86 دقیقه ساخته شده و در آن بروس لی، تای چانگ کیم، جاینگ لی هوانگ و روی هوران به ایفای نقش پرداختند. داستان فیلم درباره بیلی لو از ستاره‌های هنرهای رزمی است که به قتل می‌رسد. بابی برادر او به کره می‌‌رود و در دنیای زیرزمینی جنایتکاران قاتلان برادر خود را پیدا می‌کند. این فیلم به دنبال "بازی مرگ" ساخته شد.

صحنه‌ای از فیلم "چهار شگفت‌انگیز: ظهور موج‌سوار نقره‌ای"

فیلم سینمایی "چهار شگفت‌انگیز 2" با نام اصلی "چهار شگفت‌انگیز: ظهور موج‌سوار نقره‌ای" محصول سال 2007 پنجشنبه اول آذر ساعت 20:15 از شبکه سه روی آنتن می‌رود. این فیلم دنباله‌ای بر فیلم "چهار شگفت‌انگیز" است که سال 2005 ساخته شد. هر دو فیلم با اقتباس از یک قصه مصور به همین نام جلو دوربین رفت که این قصه مصور را نخستین‌بار در نوامبر 1961 استن لی و جک کربی خلق کردند.

این دو فیلم را تیم استوری کارگردانی و در آن یوان گروفود، جسیکا آلبا، کریس اوانز، مایکل چیکلیس و کری واشینگتن نقش‌های خود را در فیلم اول تکرار کرده‌اند. فیلم سینمایی "چهار شگفت‌انگیز 2" اوایل خردادماه امسال در سینماهای آمریکا به نمایش درآمد و در هفته اول اکران 57 میلیون دلار فروخت. فروش جهانی این فیلم 130 میلیون دلاری به 288 میلیون دلار رسیده است.

فیلم سینمایی "پلیس جسور" محصول سال 1979 به کارگردانی ژرژ لوتنیه جمعه دوم آذر ساعت 10:15 از شبکه سه پخش می‌شود. میشل اودیار و ژان هرمان فیلمنامه این فیلم را بر مبنای رمان میشل گری سولیا نوشتند. در فیلم 107 دقیقه‌ای "پلیس جسور" ژان پل بلموندو، ژرژ گره، ژان فرانسوا بالمیه و کلود بروسه بازی کرده‌اند و داستان آن درباره پلیسی است که دخترش ربوده شده و او شخصاً وارد عمل می‌شود.

فیلم سینمایی "زودیاک" هم روز جمعه دوم آذر در قالب برنامه صد فیلم از شبکه سه روی آنتن می‌رود. این فیلم پرتعلیق به کارگردانی دیوید فینچر فیلمساز مطرح آمریکایی تولید سال 2007 بر مبنای مجموعه کتاب‌های غیرداستانی "زودیاک" نوشته رابرت گری اسمیت ساخته شده و در آن جیک جیلنهال، مارک روفالو و رابرت داونی جونیر. نقش آفرینی کرده‌اند.

فیلم درباره قاتل زنجیره‌ای معروف به "زودیاک" است که اواخر دهه 1960 در منطقه سانفرانسسیکو با قتل‌های پی در پی شهر را در وحشت فروبرد. او با ارسال نامه‌هایی رمزی به روزنامه‌ها و رسانه‌ها به این وحشت بیشتر دامن زد. "زودیاک" داستان مردان و زنانی است که برای دستگیر کردن این قاتل معروف وارد عمل شدند. این قضیه تا به امروز حل نشده و پرونده همچنان باز است.

این فیلم دو ساعت و 36 دقیقه‌ای با بودجه‌ای 65 میلیون دلار ساخته شد، در حالی که در آمریکا 33 میلیون دلار فروخت و فروش جهانی آن به 51 میلیون دلار رسید. فینچر متولد سال 1962 و سازنده فیلم‌های مطرحی ماننده "هفت" و "باشگاه مشتزنی" است.

فیلم سینمایی "قول" هم روز جمعه دوم آذر در قالب برنامه سینما چهار از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. این فیلم را ژان پی‌یر و لوک داردن به مدت 90 دقیقه سال 1996 با حضور ژرمی رنیه، الیور گورمه، آسیتا اودراگو و فردریک بودسون ساختند. فیلم "قول" محصول مشترک بلژیک و فرانسه است و داستان درباره پسر بچه‌ای به نام ایگور است. او شاهد کارگرانی است که به طور غیرقانونی توسط پدرش استخدام شده‌اند. یکروز یکی از کارگران از ارتفاع سقوط می‌کند و ...

"قول" در جشنواره بین‌المللی فیلم بروکسل 1997 جایزه بهترین فیلم خارجی و جایزه فیپرشی جشنواره بین‌المللی فیلم وایادولید را از آن خود کرد. این فیلم در جشنواره بین‌المللی فجر هم بهترین فیلم بخش مسابقه بین‌الملل شد. برادران داردن سال 1999 برای فیلم "رزتا" برنده جایزه نخل طلایی جشنواره کن شدند و دو سال بیش برای فیلم "بچه" برای دومین بار این جایزه را از آن خود کردند. از دیگر فیلم‌های آنها می‌توان به "تو فکر می‌کنم" 1992، "پسر" 2002 و "تاریکی" 2007 اشاره کرد.

فیلم سینمایی "زیارت" به کارگردانی صادق کرمیار و با حضور بازیگران اردلان شجاع‌کاوه، ستاره اسکندری و حسن جوهرچی دوم آذر ساعت 13:30 از شبکه تهران پخش می‌شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده: مردی برای رسیدن به طلب خود و یافتن فرد بدهکار عازم سفر می‌شود. او به مشهد می‌رود تا مرد بدهکار را بیابد. در این سفر زائران دیگری را می‌بیند که هر کدام به امید کرامتی از امام رضا (ع) عازم زیارت شده‌اند.

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٦


عطاران برای "قرنطینه" سیمرغ می‌گیرد

تهیه‌کننده فیلم سینمایی "قرنطینه" بازی رضا عطاران را در این فیلم بسیار متفاوت و در حد یکی از بخت‌های دریافت سیمرغ بلورین در جشنواره فیلم فجر امسال می‌داند.

محمد نشاط درباره روند تولید این فیلم به خبرنگار مهر گفت: "حدود 10 درصد از فیلمبرداری "قرنطینه" باقی مانده و تاکنون همه بازیگران اصلی فیلم جلو دوربین رفته اند. بهروز افخمی هم همزمان تدوین را شروع کرده که تاکنون حدود 35 درصد از کار به پایان رسیده است. افخمی با وسواس تدوین می‌کند، اما قول کار را به موقع به پایان برساند."

وی با اشاره به نقش و گریم متفاوت عطاران و خاطره حاتمی در "قرنطینه" گفت: "به جرات می‌گویم این نقش متفاوت‌ترین کار عطاران خواهد بود و همین تفاوت موجب شده او با توجه به کوتاهی نقش آن را بپذیرد. عطاران به قدری قدرتمند و توانا ظاهر شده که در صورت راهیابی فیلم به بخش مسابقه جشنواره یکی از بخت‌های اصلی دریافت سیمرغ بلورین خواهد بود. حاتمی هم بسیار متفاوت در این فیلم بازی کرده است."

"قرنطینه" نخستین ساخته سینمایی منوچهر هادی است که در آن بازیگرانی چون حمید گودرزی، افسانه بایگان، رضا رویگری و نیوشا ضیغمی بازی دارند. این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و بر مبنای فیلمنامه مشترک سعید دولتخانی و هادی جلو دوربین رفته است.

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٦


در حاشیه جوسازی های فرهنگی

آب به آسیاب دشمن نریزیم
شیوه انتخابی ما برای مقابله با آثار ضد فرهنگ کشورمان تا به امروز بیش از آنکه به ضرر این آثار تمام شود، به سود آنها بوده است. زمانش فرا رسیده با شیوه جهانی وارد رابطه با جهان اطراف خود شویم.

به گزارش خبرنگار مهر، روزگاری بود به کار بردن برخی عناوین و نسبت دادن آنها به آثار فرهنگی هنری به نوعی قبح خاص خود را داشت. عناوینی چون ضد ایرانی، ضد فرهنگ، ضد اسلام، ضد تروریست و ضد ...  به گفته دیگر، این حیطه حرمت و وجهه ای داشت که به کار بردن عنوانی که دال بر خدشه دار شدن این حیطه بود، خود نوعی بی حرمتی محسوب می شد. اما چندی است که شعارها در صدر قرار گرفته و مرگ باد و زنده باد مجددا وارد ادبیات روزمره مردم شده است.

این روزها اطلاق چنین عناوینی به آثار فرهنگی و هنری به قدری سهل الوصول و باری به هر جهت شده که تنها در حد شعارهای تکراری باقی می ماند. شعارهایی که به خاطر یک طرفه بودن آنها به نوعی بازی آشنا بدل شده که برخلاف آنچه طراحان آن انتظار دارند، نه تنها وجهه این آثار را در جهان مخدوش نمی کند، بلکه بدل به تبلیغ گسترده آنها در سراسر جهان می شود و حتی امکان دیده شدن بهتر این آثار را در جهان و حتی کشور خودمان فراهم می کند.

 

"300"

به احتمال زیاد فیلم معروف "300" را دیده اید. نسخه بی کیفیتی که چهار گوشه ایران را طی کرد و همه با ولع در تلاش برای دیدن آن بودند. کار به جایی رسید که حتی صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران بخشهای کوتاهی از فیلم را دوبله کرد تا در برنامه ای به تحریف تاریخی فیلم و کاستیهای آن پرداخته شود. بازار برگزاری نشستهای نقد و بررسی و اظهار نظرهای مقامات فرهنگی، هنری، سیاسی و ... درباره این فیلم هم به شدت گرم شد. 

در کشورهای مختلف هم حاشیه پررنگ ساخته شده در اطراف این فیلم باعث شد بهتر دیده شود و به دنبال جریان سازیها مورد توجه همگان قرار بگیرد. همه این اتفاقات از کجا نشئت گرفت؟ از جایی که فیلم با اتهام ضد ایرانی بودن، توهین به ملیت ایرانی، تحریف تاریخ ایران و مخدوش کردن چهره ایرانی مورد هجوم قرار گرفت و به این وجه آن دامن زده شد.

نه اینکه "300" این گونه نباشد که در رد تحریفهای تاریخی فیلم بسیار گفتیم و شنیدیم. اما مسئله این است که مجرای مناسب و راهکار کاربردی برای مطرح کردن اعتراض را آنچنان که باید می بود پیدا نکردیم و نتیجه هم این شد که ناخواسته برای فیلم "300" تبلیغ کردیم تا همه برای تماشای آن سر و دست بشکنند.

نکته مهم دیگر در خصوص جوسازی و به گفته بهتر جوگیری تاریخی ملت ماست که همیشه در عملکردهایمان مشمول افراط و تفریط هستیم. در هیاهوی راه افتاده پیرامون "300" متأسفانه این نکته را فراموش کردیم که این فقط یک فیلم است نه حتی دو فیلم یا چیزی فراتر. یک فیلم که با نگاهی تخیلی و مغرضانه چهره مخدوشی از ایران و ایرانی ترسیم کرد. آثاری که قبلاً هم سابقه داشته و "بدون دخترم هرگز" نمونه آن است که بخش هایی از آن در تلویزیون خودمان پخش شد و خود فیلم به خوبی گویای نگاه غرض ورزانه حاکم بر آن بود.

"300" فیلمی بود که به شهادت بسیاری از منتقدان و مورخان خارجی و حتی سینماگران دارای هیچ کدام از گزینه های ماندگاری در سینمای ایران نبود و می شد آن را تا این حد برجسته و بزرگ نکرد که بدل به تبلیغ گسترده فیلم شود. تبلیغاتی که هر چند وجهه منفی دارد ولی به هر حال مخاطب را برای دیدن فیلمی ترغیب می کند که شاید در شرایط عادی این چنین دیده نشود.

ماجرای فیلم "300" تمام نشده، انیمیشن "پرسپولیس" در چنین مسیری قرار گرفت و بدون صرف کوچکترین هزینه ای دنیا به کام مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو، سازندگان این انیمیشن شد. انیمیشن "پرسپولیس" تجربه و خاطره های پراکنده ساتراپی از زندگی در ایران بود که با دراماتیزه شدن از نقطه نظر او شرایط قبل و پس از انقلاب را در ایران محور قرار داده بود.

هر چند این فیلم به شهادت کسانی که دیده اند، دیدگاه منصفانه ای نسبت به ترسیم فضا و موقعیت ایران نداشته ولی به هر حال ذهنیت این فیلمساز از تجربه زندگی در ایران است، نه همه آنچه درباره ایران می شود گفت و دید و شنید و نه ... بلکه فقط یک فیلم انیمیشن.

موج سازی علیه "پرسپولیس" دامنه های گسترده تری پیدا کرد و نه تنها موجب دست به دست شدن سی دی های قاچاق فیلم در کشور خودمان شد بلکه به بهتر دیده شدن آن در مجامع معتبر جهانی کمک کرد. جایزه محبوبترین فیلم خارجی به انتخاب تماشاگران جشنواره بین‌المللی فیلم ونکوور، فیلم اختتامیه چهل و پنجمین جشنواره فیلم نیویورک، انتخاب به عنوان نماینده فرانسه در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان هشتادمین دوره اسکار و شرکت در جشنواره های معتبر جهانی برخی از موفقیتهایی هستند که نصیب "پرسپولیس" شد آن هم به یمن جو سازی که ما به راه انداختیم.

همانطور که اخیراً مرجانه ساتراپی در یک گفتگوی رسانه ای از همین نکته یاد کرده و تبلیغات ایران علیه فیلم را به نفع کار و مورد توجه قرار گرفتن آن دانسته است! کنار گذاشته شدن فیلم از جشنواره فیلم بانکوک شاید تنها عایدی به ظاهر مثبتی بود که نصیب سازندگان این موج شد.

"پرسپولیس"

بحث بر سر سکوت و اعتراض نکردن نیست، نکته در شیوه رویکرد ما در برخورد با چنین جریانهایی است. وقتی می بینیم روش و راهکار انتخابی ما در موارد مشابه جوابی درخور نگرفته بلکه نتیجه عکس داده، چه خوب است این شیوه را ارزیابی و به نوعی آسیب شناسی کنیم تا ناآگاهانه آب به آسیاب دشمن نریخته باشیم.

این روزها عناوینی چون فیلم، کتاب، ... ضد ایرانی، ضد اسلامی، ضد ... را زیاد می شنویم ولی ایکاش پیش از اختصاص چنین عناوینی به فکر راهی برای برخورد معقولانه و کاربردی باشیم. روزگاری رسیده که از شعر و شعار دست برداریم و اندیشه هایمان را وسعت دهیم. زمانش فرا رسیده که ما هم به شیوه جهانی با جهان وارد رابطه شویم.

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦


اکران "رفیق بد" در 18 سینما آغاز می‌شود

اکران "رفیق بد" در 18 سینما آغاز می‌شود

اکران فیلم سینمایی "رفیق بد" ساخته عباس احمدی‌مطلق با بازی ایرج طهماسب و حمید جبلی از صبح فردا نهم آبان ماه در 18 سینمای تهران آغاز می‌شود.

حمید مدرسی تهیه کننده فیلم سینمایی "رفیق بد" در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: "این فیلم از فردا چهارشنبه در گروه سینما استقلال به نمایش در می‌آید و در 18 سالن سینما همراه با پنج فرهنگسرا پخش می شود که این سینماها عبارتند از استقلال، بهمن 1، مرکزی، فرهنگ، فردوسی، شاهد، گلریز 1، ماندانا، فلسطین، سروش، جی، کانون اریکه ایرانیان، ناهید، کارون و.."

نخستین فیلم احمدی‌مطلق در ایران، جایگزین "خدا نزدیک است" می‌شود. این فیلم بر اساس فیلمنامه‌ای از ایرج طهماسب جلوی دوربین رفته و داستان دو دوست به نام‌های حبیب و عزیز را روایت می‌کند. آنها از بچگی با هم بزرگ شده‌اند و حالا هم که صاحب خانواده شده‌اند با یکدیگر رابطه خانوادگی دارند. این دو کارمند بانک هستند و کارشان انتقال پول بین شعب بانک‌هاست. یک روز حین ماموریت پول‌ها به سرقت می رود و ...

هما روستا، ژاله صامتی، ریما رامین‌فر، مهدی باطنی و الناز حبیبی دیگر بازیگران "رفیق بد" هستند. این فیلم به تهیه‌کنندگی حمید و مجید مدرسی در شرکت صحرا فیلم تولید شده است.

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦


مهرجویی دی ماه پشت دوربین می‌رود

مهرجویی دی ماه پشت دوربین می‌رود

پروژه جدید داریوش مهرجویی اوایل دی ماه آغاز می شود.

تهیه کننده فیلم سنتوری در گفتگو با خبرنگار مهر در این باره گفت: "قصد داریم با آقای مهرجویی از دی ماه پروژه جدیدمان را شروع کنیم. ممکن است این پروژه "نقاب زیبا" باشد که در این صورت باید پروانه ساخت آن را تمدید کنیم، اما اگر این اتفاق نیفتاد قطعا پروژه دیگری را در دست می گیریم و مهرجویی از دی ماه اثر جدید خود را جلوی دوربین خواهد برد."



بهرام رادان در صحنه‌ای از فیلم "سنتوری"

فرامرز فرازمند درباره حضور جهانی این فیلم در جشنواره پراگ گفت : "فیلم سنتوری به تازگی در جشنواره Music in Flm  Film in Music شرکت کرد. این جشنواره به شکل غیر رقابتی در شهر پراگ برگزار شد، متاسفانه من به دلیل بیماری نتوانستم در این جشنواره شرکت کنم که در آن فیلم های موزیکال از سراسر جهان به نمایش در می آید."

وی سپس با اشاره به حضور موفقیت آمیز "سنتوری" در جشنواره فیلم بوسان گفت: "با توجه به شناختی که از مهرجویی در این جشنواره وجود داشت، فیلم "سنتوری" با استقبال خوب مردم روبرو شد و با وجود اینکه فیلم با زبان فارسی و زیرنویس اکران شد، همه تا پایان در سالن ماندند."

فرازمند در پایان ضمن ابراز امیدواری درباره رفع شدن مشکلات فیلم گفت: "با جلب نظر رضایت مسئولان امیدوارم هر چه زودتر مشکلات فیلم رفع شود و خبرهایی خوشحال کننده اعلام کنیم." در "سنتوری" بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان، رویا تیموریان، مائده طهماسبی، نادر سلیمانی نقش‌آفرینی کرده‌اند

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٦


فرهاد آئیش:

"در شهر خبری نیست، هست" از افتخارات من است

فیلم "در شهر خبری نیست، هست" یک‌ کمدی موفق و به نوعی از افتخارات من در عرصه بازیگری است.

فرهاد آئیش در گفتگو با خبرنگار گفت: "تمام اجزاء این فیلم به هم وابسته هستند و کلیت این اثر به عنوان واحد خودنمایی می کند. طنز موجود در "در شهر خبری نیست، هست" در تمام لحظه ها و سکانس های این فیلم دیده می شود. این طنز معمول سینمای ایران نیست به همین دلیل بعضی از مخاطبان آن را دوست دارند و بعضی دیگر نیز علاقه ای ندارند."

فرهاد آئیش در نمایی از فیلم "در شهر خبری نیست ، هست"

آئیش که خود را از علاقمندان این فیلم می داند، افزود: "فکر می کنم سینمای ایران به کمدی هایی از این دست زیاد احتیاج دارد و مطمئن هستم در سال های آینده باب جدیدی برای ساخت چنین کمدی هایی با ساختارهای تازه  باز خواهد شد. در آن زمان می توان گفت فیلم "در شهر خبری نیست، هست" به نوعی شروع حرکتی تازه در سینمای کمدی بوده است."

بازیگر نقش جواد در فیلم درباره انتخاب این نقش گفت: "این شخصیت جواد در فیلم نبود که باعث شد من نقش را قبول کنم، بلکه نوع طنز و فرم ساختاری آن بود. البته کاراکتر جواد در این فیلم جذابیت های خاص خود را دارد."

وی با اشاره به ارتباط مخاطب با فیلم "در شهر خبری نیست، هست"، گفت: "این فیلم از افتخارات من است و به نوعی آن را در ژانر کمدی اثری موفق می دانم. اگر شما نگاه طنز من در تئاتر را نیز ببینید متوجه می شوید این نوع طنز با ذائقه مخاطب همخوانی زیادی ندارد. از اینکه بخواهم در فیلمی بازی کنم که ممکن است با مخاطب به خوبی ارتباط برقرار نکند، نمی ترسم و ریسک آن را هم قبول می کنم."

این بازیگر سینما و تئاتر در ادامه افزود: "من با اعتمادی که به مصطفی شایسته تهیه کننده فیلم داشتم این نقش را قول کردم، البته خطیبی کارگردان فیلم نیز یک جوان ممتاز است که در حیطه کار خود حرف های تازه ای می زند. باید به این فیلمسازان جوان فرصت بیشتری داد."

وی درباره تکرار المانهای خاص توسط بازیگران این فیلم، گفت: "تکرار این عناصر توسط بازیگران فیلم نوعی طنز آبزورد است. "در شهر خبری نیست، هست" از دسته فیلم هایی است که باید در این حیطه آن را بررسی کرد. شخصیت های این فیلم هیچ کدام تاریخچه ندارند به همین دلیل بافتی واحد این کاراکترها را به هم وصل می کند. تکرار عناصر در فیلم همان عاملی است که شخصیت ها را نگه داشته است."

آئیش افزود: "فیلمنامه این فیلم با الهام از یک فیلم خارجی نوشته شده و کاراکتر جواد نیز با الهام از شخصیت بازیگری در همان فیلم که مدام در حال نوشابه خوردن است ، شکل گرفته است."

  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٦


همه فروش‌ها افت کرد؛ گزارش فروش سینماهای تهران در هفته پایانی مهر

 همه فروش‌ها افت کرد؛ گزارش فروش سینماهای تهران در هفته پایانی مهر

همه فروش‌ها افت کرد؛ گزارش فروش سینماهای تهران در هفته پایانی مهر
افت فروش اساسی "کلاغ‌پر" و فروش نزولی فیلم‌های اکران جدید از نکات مهم فروش فیلم‌های سینمایی اکران تهران تا چهارشنبه 25 مهرماه 86 هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "کلاغ پر" که پیش از این "بازی کلاغ پر" نام داشت اولین فیلم بلند سینمایی شهرام شاه‌حسینی است. فیلم بر مبنای فیلمنامه حسن انصاریان در موسسه سینمایی پویا فیلم ساخته شده و محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب صفوی، بهنوش طباطبایی، سحر ریحانی، مریم سعادت، شیوا خنیاگر، رحمان مقدم و اکبر عبدی در آن بازی می‌کنند.

"کلاغ پر" داستان فردی به نام رضا است که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود. از دیگر عوامل می‌توان به فرج حیدری مدیر فیلمبرداری، مستانه مهاجر تدوینگر، عبدالله اسکندری طراح چهره‌پردازی، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، عباس شوقی جلوه‌های ویژه، بابک اخوان صدابردار، احمد احمدی عکاس، محمد آهنگرانی برنامه‌ریز، رضا نوروزی مدیر تولید و عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش تهیه‌کنندگان اشاره کرد.

دست‌های خالی

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 18 سینما 650/758/82 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم دوشنبه 23 مهرماه 600/741/7 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته 14 میلیون افت فروش روزانه داشته است.

فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاریزاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 18 سینما 900/096/19 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم سه شنبه 24 مهرماه 800/043/2 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود سه میلیون افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "دست های خالی" ششمین فیلم بلند ابوالقاسم طالبی است که در حوزه سینمای دفاع مقدس تولید شده است. در فیلم قصه رزمنده ای روایت می شود که دخترش قربانی یک انتقام شده و به عنوان قاتل به زندان می افتد، پدر سعی دارد به گونه ای متفاوت رضایت صاحب دم را بگیرد.

خسرو شکیبایی، فاطمه گودرزی، مریلا زارعی، مسعود رایگان و زهرا داودنژاد بازیگران فیلم هستند که در تیتراژ آن از یکی از نوحه‌های معروف زنده‌یاد سیدذاکر طباطبایی بهره گرفته شده است. این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 10 سینما 100/897/19 تومان فروش کرده است. بیشترین فروش روزانه این فیلم چهارشنبه 25 مهرماه 400/368/2 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 5/1 میلیون افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "در شهر خبری نیست، هست" نخستین ساخته بلند رضا خطیبی به تهیه کنندگی مصطفی شایسته است. فیلم روایتگر قصه کله پزی است که همراه با دوستش که یک راننده تاکسی است ناخواسته درگیر ماجرایی عجیب می شوند و این موضوع چهره واقعی آنها را نشان می دهد. افسانه بایگان، محمدرضا شریفی نیا، فرهاد آئیش، سعید پیردوست، مرتضی ضرابی و حسین عابدینی بازیگران اصلی این فیلم هستند.

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 15 سینما 300/034/13 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم چهارشنبه 25 مهرماه 300/575/1 تومان بوده که حدود یک میلیون تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "خدا نزدیک است" نخستین ساخته سینمایی وزیریان است که در ژانر معناگرا تولید شده است. فیلم قصه پسری به نام رضاست که در نگاه اهالی شهر شیرین عقل اما در باطن عاقل است. در نزدیکی محل زندگی رضا روستایی کوچک هست که اهالی برای رفتن به آنجا مجبور هستند با موتورهای مسافرکش و از راه جنگلی عبور کنند. لیلا معلم جدید روستا از راه می رسد و ...

خدا نزدیک است

بابک حمیدیان، الناز شاکردوست، مینا جعفرزاده و سعید نیکپور بازیگران اصلی "خدا نزدیک است" هستند. این فیلم از تولیدات حوزه هنری و جواد نوروزبیگی تهیه کننده آن است. "خدا نزدیک است" از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از هشت روز نمایش در شش سینما 000/455/5 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم چهارشنبه 25 مهرماه 000/775 تومان بوده که حدود 000/170 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "کلاهی برای باران" سومین ساخته بلند سینمایی مسعود نوابی است. این فیلم داستان زندگی جوانی به نام ابی است که به طور اتفاقی در جریان خودکشی دختر جوانی به نام باران قرار می گیرد. تلاش برای نجات دختر اتفاقاتی را به همراه دارد. رضا عطاران، فتحعلی اویسی، جواد رضویان، حدیث فولادوند، فلور نظری، ساناز کیهان و مهران غفوریان بازیگران فیلم هستند.

دیگر عوامل "کلاهی برای باران" عبارتند از مجتبی رحیمی مدیر فیلمبرداری، بابک اخوان صدابردار، شیرین شازده احمدی طراح صحنه و لباس، مسعود افشار طراح چهره پردازی و اکبر اصفهانی عکاس. این فیلم از چهارشنبه 24 مرداد اکران شده و پس از 61 روز نمایش در هشت سینما 800/701/344 تومان فروش کرده است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم سه شنبه 24 مهرماه 300/074/1 تومان بوده که حدود 000/300/1 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "قاعده بازی" چهارمین کار احمدرضا معتمدی است. این فیلم داستان تقابل دو خانواده  ثروتمند و فقیر را در وجهی کمدی روایت می کند که از داشتن پدری مشترک باخبر می شوند. رازی که پدر خانواده سال ها از فاش شدن آن جلوگیری کرده است.

داریوش ارجمند، جمشید هاشم‌پور، سعید پورصمیمی، اکبر عبدی، حمید لولایی، علیرضا خمسه، گوهر خیراندیش، فریده سپاه منصور، انوشیروان ارجمند، مهران رجبی، مریم سعادت، کیومرث ملک‌مطیعی و الناز شاکردوست بازیگران اصلی فیلم هستند. این فیلم از چهارشنبه 17 مردادماه اکران شده و پس از 68 روز نمایش در یک سینما 350/051/250 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم چهارشنبه 25 مهرماه 000/92 تومان بوده که حدود 000/400 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم هندی "خشم" که از چهارشنبه 17 مهرماه اکران شده پس از هشت روز نمایش در یک سینما 000/850 تومان فروش داشته است. بیشترین آمار فروش روزانه این فیلم سه شنبه 24 مهرماه 000/112 تومان بوده که حدود 000/106 تومان افت فروش روزانه داشته است. این فیلم به زبان انگلیسی با زیرنویس فارسی و صدای دالبی به اکران درآمده است.

این فیلم به کارگردانی جاگ موندرا و با بازی آیشواریا رای، میراندا ریچاردسن، ناوین اندریوس و ربکا پیدگو محصول مشترک انگلستان و هند در سال 2006 است. "خشم" داستان واقعی یک زن اهل پنجاب به نام کرانجیت است که برای ازدواج با مردی که در لندن مستقر است، سرزمینش را ترک می کند. زن مورد آزار و اذیت مرد قرار می گیرد و در نهایت ...


  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦


سوء تفاهم در آغاز و سردرگمی در پایان؛ نگاهی به "دست‌های خالی"

 سوء تفاهم در آغاز و سردرگمی در پایان؛ نگاهی به "دست‌های خالی"

فیلم سینمایی "دست‌های خالی" ساخته ابوالقاسم طالبی با طرح چند موضوع که در امتداد هم قرار نمی‌گیرند، نمی‌تواند قهرمان و مسئله او را برای مخاطب مهم و تأثیرگذار جلوه دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، ششمین فیلم ابوالقاسم طالبی را می توان در ادامه نگاه به اصطلاح ارزشی او به دنیای اطراف دانست. نگاهی که نقطه نظرات فیلمساز را نه به شکل ظریف و هنرمندانه بلکه بدون ابائی از متهم شدن به شعار زدگی، اغراق شده به تصویر می کشد.

"دست های خالی" فیلمی است که می توان اغتشاش مضمونی و از این شاخه به آن شاخه پریدن آن را به ذهن عجول فیلمساز نسبت داد. فیلمسازی که نه به خودش و نه به مخاطب فرصت رسوب مفاهیم و سیر در اعماق را نمی دهد و در نهایت آنچه از ارزش و ضدارزش در ذهن مخاطب باقی می گذارد، چیزی فراتر از شعار نیست که در مقطعی سینما را به تأسی از جامعه انباشت و مخاطب را هم پس زد.

فیلم با یک سوء تفاهم غیرمنطقی آغاز می شود. سوء تفاهمی که فیلمساز به اجبار بر موقعیت اولیه حاکم می کند تا تعلیقی کم مایه به آغاز فیلم بیفزاید. سوء تفاهم یک دختر (مریلا زارعی) درباره مادرش (فاطمه گودرزی) وقتی می تواند باورپذیر از کار درآید که اشاره ای به سابقه رابطه مادر و دختر و یا رفتار مادر شده باشد. در غیر این صورت با نشان دادن چند سکانس گفتگوی تلفنی پنهانی مادر، غذا پختن و حرف های یک مزاحم تلفنی که کسی به مادرش شک نمی کند!

در چنین شرایطی که بیش از پیش بر پایه گفته های یک مزاحم تلفنی و سکوت مادر استوار است، فیلمساز بیش از ظرفیت چنین موقعیت سست و بی ثباتی روی آن مانور می دهد و اولین نقطه عطف را بر باز شدن این گره متمرکز می کند که با بازگشت پدر (خسرو شکیبایی) به عنوان یک آزاده جانباز جواب می گیرد. خود رفت و برگشت بر چنین موقعیت دراماتیکی نیاز به زمینه چینی و پرداختی ظریف دارد که با رویکرد عجولانه فیلمساز بدل به گرهی ساده با رنگ و بوی سوء تفاهمی نچسب شده است.

به علاوه فیلمساز در این بخش کدهای شخصیتی ارائه می دهد که در ادامه کاربردی پیدا نمی کنند و تنها در اغراقی پررنگ برای معرفی سریع کاراکتر باقی می مانند. مانند دغدغه دختر برای شرکت در فعالیت های حسینیه و ... که تنها در همان سکانس به آن پرداخته می شود و در ادامه از این دلمشغولی خبری نیست. این نکته یادمان می آورد که اگر بخواهیم یک کاراکتر ارزشی و اهل اصول و چارچوب ترسیم کنیم قرار دادن یک سکانس در حسینیه یا مکان های مذهبی ضروری است. رفتاری که جایگزین نماز خواندن شده که خود از فرط استفاده بی رویه تبدیل به شعاری محض شده بود.

پس از خروج از اولین سطح روایی، همه وجوه متمرکز می شود بر شکل گیری رابطه ناکام این پدر و دختر که قرار است به نوعی یکدیگر را شناسایی کنند و این رابطه عاطفی بازسازی شود. رابطه ای که با بار دراماتیک خاص نیاز به پرداختی جزئی نگرانه دارد تا به عمق آن نفوذ شود. بخصوص که عارضه موجی بودن پدر که در لحظات بحرانی بروز پیدا می کند، شرایطی برای احیاء مسائل روحی، روانی و عاطفی این نسل فراهم می کند.

فیلمساز در بخش پرداختن به دلمشغولی های درونی پدر با استفاده از تمهیدات تصویری خاص می تواند لحظات حمله روحی او را به زیبایی به تصویر بکشد. گردابی که جانباز گرفتارش است، به عینه بدل به تصاویری گنگ از زمان جنگ، مارش حمله و ... می شود که در کنار بازی زیبای خسرو شکیبایی بخصوص در این لحظات ملموس می شود.

هر چقدر از این لحظات خاص که با شیوه های تصویر خاص و تأثیرگذار شده بگوییم، این نکته را باید یادآور شویم که اینها تنها لحظاتی زیبا و توقفگاههای موقت هستند که چند رفت و برگشت به آنها کفایت می کند و نباید بر کلیت فیلم حاکمیت پیدا کنند که این اتفاق در مواردی افتاده است.

به نظر می آید حرکت بر این سطح روایی هم برای فیلمساز کفایت نمی کرده که او را وادار به حرکت در مسیرهایی کرده که فیلم را دچار اغتشاش و سکته کرده است. حضور پدر در خانه و شدت گرفتن بحران روحی بر اثر شرایط زندگی عادی و همچنین  تماس های مزاحم تلفنی، خانواده را وامی دارد به طبیعت سبز شمال سفر کنند تا چند سکانس پی در پی به موقعیت با ثبات خانواده هم پرداخته شود. غذا پختن، لباس های رنگارنگ، طبیعت زیبای شمال و ...

از آنجا که با تغییر مکان امکان ایجاد تعلیق و فشار از طریق تلفن کارکرد اولیه خود را از دست می دهد، فیلمساز در عین استفاده از این وجه که به گونه ای غیرمنطقی ادامه پیدا می کند، یک سطح روایی جدید را آن هم به شیوه ای کاملاً تصادفی وارد فیلم می کند که لق بودن آن کاملاً بیرون می زند و توجهی هم به شکل قرار گرفتن آن نشده است.

درگیری دختر در یک برخورد تصادفی منجر به قتل، شرایطی پدید می آورد تا موقعیت سکونت در شمال هم واجد گره و نقطه عطف شود. در چنین شرایطی که فیلم تلاش می کند از یکسو تکلیف مزاحم تلفنی را با نسبت دادن آن به سابقه زمان جنگ پدر که در عملیاتی ناخواسته منجر به شهادت فرزند آن خانواده شده، حل می کند. آنچه در ادامه می ماند تکلیف دختر جوان در زندان به اتهام قتل است که آن هم خود ماجرا و خطوط فرعی خاص خود در راستای موضوع اصلی را می طلبد.

اما در این میان فیلمساز دچار نگرانی از تک بعدی بودن فیلمش شده و آخرین برگ برنده خود را رو می کند تا مخاطب را از هیچ موضوعی بی نصیب نگذاشته باشد. بی دینی و کفرورزی مردی که پدر برای گرفتن رضایت او رفته، زمینه ای فراهم می کند تا نقبی هم زده شود به زندگی مرفه بی درد الکلی که البته فرزند به اغماء رفته ای هم دارد!

پدر طلب شفا می کند، پسر از کما بیرون می آید، پدر مقتول رضایت می دهد، دختر از زندان آزاد می شود و امواج دریا آرامش نهایی را برای همگان به ارمغان می آورد! همه راضی در عین حالی که چند موضوع نه چندان مرتبط به گونه ای نه چندان هنرمندانه در امتداد هم قرار گرفتند تا مخاطب از بی سوژه بودن و تک موضوعی فیلم های ایرانی گله نکند.

فیلم "دست های خالی" مشکل از این شاخه به آن شاخه پریدن دارد و با چنین رویکردی نتیجه ای جز این حاصل نمی شود که همه مضامین مطروح شده در سطح حرکت می کنند بدون آنکه نزدیک شدن به عمق موقعیت های دراماتیک بتواند مخاطب را درگیر کرده و از مسئله فیلم جدا نکند.


  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦


فیلم‌های آخر هفته تلویزیون (سوم و چهارم آبان )

"پاپیون" مهمان آخر هفته تلویزیون می‌شود

فیلم‌های مارتا، بن بست، خشم اژدها، حادثه، فراری، پاپیون، لنین در قطار و راز زندگی در تعطیلات آخر هفته جاری از شبکه‌های مختلف سیما روی آنتن می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی "مارتا" پنجشنبه سه آبان از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود. این فیلم محصول مشترک ایتالیا، آلمان، اتریش و سوئیس به کارگردانی ساندرا نتلبک، درباره مارتا زنی جوان است که سرآشپز یک رستوران خوب است. او زنی جدی و زندگیش تقریباً از عواطف خالی است. وقتی تنها خواهر مارتا در یک تصادف رانندگی جانش را از دست می‌دهد و خواهرزاده هشت ساله او به نام لینا بی‌سرپرست می‌ماند، مارتا تصمیم می‌گیرد تا پیدا شدن پدر لینا که در ایتالیا است از لینا مراقبت کند.

در این فیلم 109 دقیقه ای مارتینا گدک، ماگزیم فورست و سرجو کاستلیتو نقش‌آفرینی می‌کنند. این فیلم در سال 2002 در جوایز فیلم اروپا نامزد دریافت جوایز بهترین بازیگر مرد و زن بود که سرجو کاستلیتو جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. نتلبک، کارگردان این فیلم که متولد سال 1966 در آلمان است، در سال 2003 برای فیلم "مارتا" نامزد جایزه گویا بهترین فیلم اروپایی شد.  

"بن بست" عنوان فیلم سینمایی عصر جمعه چهار آبان شبکه یک سیما است.  این فیلم به کارگردانی رضا شالچی ساخته شده است. در این فیلم حدیث فولادوند، رامبد شکرآبی و اشکان خطیبی ایفای نقش کرده‌اند. این فیلم درباره زن و شوهری به نام‌های ناهید و مظلوم است که با مشکلات مالی زیادی دست به گریبان هستند.

آنها در منزل قمر خانم و آقا مراد مستاجر هستند. مراد دائماً آنها را به خاطر ندادن اجاره خانه سرزنش می‌کند و این در حالی است قمرخانم همیشه از حامیان آنها است. از سوی دیگر حمید برادر او نیز که مشکلات مالی دارد، به اتفاق ناهید و مظلوم تصمیم می‌گیرند برای رهایی از این وضع دست به کار شوند.

شبکه دو سیما هم برای روز جمعه چهار آبان ساعت 14 فیلم سینمایی "خشم اژدها" را در نظر گرفته تا برای بینندگان پخش کند. این فیلم سومین فیلم مطرح رزمی بروس لی بود که خودش نقش اصلی را در آن بازی کرد و ضمناً فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کننده فیلم بود.

نورا میائو، چاک نوریس، رابرت وال و اینگ سیک وانگ دیگر بازیگران این فیلم محصول سال 1972 هستند. داستان "خشم اژدها" درباره تانگ لو است که برای کمک به یکی از دوستان خانوادگی رستوران‌دار خود از هنگ‌کنگ به رم می‌رود. گانگسترها می‌خواهند رستوران را بخرند و به تهدید رو می‌آورند. تانگ از پس گانگسترها برمی‌آید، اما رئیس مافیا دست‌بردار نیست و چند رزمی‌کار را برای مقابله با تانگ استخدام می‌کند.

"خشم اژدها" همچنان پرفروشترین فیلم بروس لی در خارج از هنگ کنگ است. چاک نوریس بازیگر نقش کلت در این فیلم آن زمان قهرمان کاراته دنیا بود. او بعدها یکی از ستاره‌های رزمی فیلم‌های آمریکایی شد. زمان این فیلم 100 دقیقه است. بروس لی سال 1940 در یک خانواده چینی در سانفرانسسیکو به دنیا آمد است. از فیلم‌های او می‌توان به "رئیس بزرگ" 1971، "مشت خشم" 1972 و "بازی" 1978 اشاره کرد.

فیلم سینمایی "حادثه" هم پنجشنبه سه آبان ساعت 20:15 از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود. این فیلم سال 1363 به کارگردانی منصور تهرانی با حضور اکبر زنجانپور، حسین عمرانی، بهروز افراشته و محسن قبادی ساخته شده است. در خلاصه داستان این فیلم آمده: تصادف دو آمریکایی با یک زن باردار باعث سقط جنین او و وارد آمدن جراحات شدید به آن زن می‌شود، اما به دلیل قانون کاپیتولاسیون همسر زن نمی‌تواند از دو آمریکایی شکایت کند و ...

شبکه سه هم جمعه چهار آبان ساعت 10:20 فیلم سینمایی "فراری" را به کارگردانی کوین هوکس پخش می‌کند. داستان این فیلم درباره دو زندانی است که از زندان فرار می‌کنند. یکی از آنها مبلغ قابل توجه‌ای از طریق اینترنت از حساب یک شرکت برداشت کرده است. پس از فرار هم پلیس و هم اعضای شرکت به دنبال او هستند. فیلم 98 دقیقه‌ای "فراری" محصول سال 1996 آمریکاست و در آن لارنس فیشبرن و استفن بالدوین نقش‌آفرینی کرده‌اند. 

برنامه صد فیلم هم برای جمعه چهار آبان فیلم سینمایی "پاپیون" را آماده پخش کرده است. این فیلم به کارگردانی فرانکلین ج. شفنر تولید سال 1973 است. دالتون ترومبو و لورنزو سمپل جونیر فیلمنامه را بر مبنای رمانی خود سرگذشت‌نامه‌ نوشته هانری شاری‌یر نوشتند و جری گلداسمیت آهنگساز فیلم است.

استیو مک‌کوئین در صحنه‌ای از فیلم "پاپیون"

در فیلم 150 دقیقه‌ای "پاپیون" استیو مک‌کوئین، داستین هافمن، ویکتور جوری، دان گوردون، آنتونی زرب و وودروپارفری بازی کردند. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: یک زندانی محکوم به حبس ابد به نام هانری شاری‌یر، معروف به پاپیون در کشتی حامل زندانیان، که آنان را به طرف جزیره گویان فرانسه می‌برد، با زندانی پولداری به نام لویی دگا آشنا می‌شود. در گویان، آن دو را برای بیگاری به جنگل می‌فرستند و پاپیون فرار می‌کند، اما دوباره دستگیر و به سلول انفرادی برده می‌شود و ...

فیلم تلویزیونی "لنین در قطار" در دو قسمت برای سینما چهار این هفته و هفته آینده چهار و یازدهم آبان در نظر گرفته شده است. این فیلم محصول مشترک ایتالیا، فرانسه، آلمان غربی و اتریش است که دامیانو دامیانی سال 1990 با حضور بن کینگزلی، لسلی کارون، دومینیکو ساندا و تیموتی وست ساخت.

داستان فیلم "لنین در قطار" در فوریه سال 1917 می‌گذرد. در حالی که سراسر اروپا در جنگ و ویرانی حاصل از آن به سر می‌برد، آلمان و امپراتوری اتریش در یک طرف جنگ قرار دارند و بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و روسیه در طرف دیگر و آمریکا تصمیم دارد به زودی به طرف دوم بپیوندد. از سوی دیگر یک استاد دانشگاه به نام لنین می کوشد رهبری فکری و سیاسی کشورش را به عهده بگیرد. او دوستان و نزدیکان را دعوت می‌کند تا به کشور برگردند و زمام امور را به دست گیرند. آنها با موانع بسیار موفق به این کار می‌شوند و با قطاری ویژه‌ ماموریت را آغاز می‌کنند.

شبکه تهران هم فیلم "راز زندگی" را روز جمعه چهار آبان ساعت 13:30 پخش می‌کند. این فیلم تلویزیونی را میگل الکساندره سال 2002 به مدت 90 دقیقه ساخت. در این فیلم تلویزیونی که محصول آلمان است، دزیره نوسبوش، گونتر ماریا هالمر، انریکو موتی و ینی دیملینگ بازی کردند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده: دکتر کاترینا کلوگه، پشت کامپیوتر مشغول کار است و در حین کار، تلفنی با دختر کوچک و شوهرش صحبت می‌کند. ناگهان گروهی مهاجم وارد محل کارش می‌شوند و با خوراندن ماده‌ای مخدر او را بیهوش می‌کنند و مدارک مهم مربوط به آخرین آزمایش هایش را می ربایند و ...


  
نویسنده : امير حسين كريمي فر ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦